الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

331

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

و الصناعه 1 ) و الملكه 2 ) - حسبما يشر اليه 3 ) - لا يوجب 4 ) تفاوتا فيما هو المهم من محل النزاع ها هنا 5 ) كما لا يخفى . ثم 6 ) 1 ) مثل نجارى و بنايى « 1 » 2 ) مثل اجتهاد و عدالت 3 ) صاحب فصول 4 ) اختلاف 5 ) جواب آقاى آخوند 6 ) در بحث مشتق [ مشتق اصولى شامل هر عنوانى كه جرى بر ذات داشته و به نحوى از انحاء با آن متحد باشد مىشود ] 7 ) در ابتداى مقدمه اول عرض كرديم كه همه مشتقات داخل در محل نزاع نيستند و همچنين همه جوامد نيز خارج نمىباشند بلكه ملاك مشتق اصولى داشتن دو ويژگى است كه بيان شد . حال در اين قسمت از عبارت نيز همان مطلب قبلى كه ما در خلال بحث عرض كرديم دوباره بيان مىشود كه مراد از مشتقات در ما نحن فيه مطلق كلمه‌اى كه جرى بر ذات داشته و با آن به نحوى از انحاء متحد باشد مىباشد و با اين بيان بعضى از جوامد مثل زوج ، زوجه ، رق و حر نيز داخل در محل بحث هستند چون جرى بر ذات دارند و دو ويژگى ذكر شده براى مشتق اصولى را دارا مىباشند .

--> ( 1 ) - همان‌طور كه در آينده طى مقدمه‌ى چهارم از مقدمات بحث مشتق بيان خواهد شد صنعت ، اخص از حرفه مىباشد زيرا صنعت چيزى است كه نياز به تعلم دارد ولى حرفه هم مىتواند نياز به تعلم داشته باشد مثل نجارى و هم نداشته باشد مثل بقالى .